محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
255
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
الّتى : عطف بيان است . آباؤكم . . . مرتهنون : مبتدا و خبر است . شرح و تفسير ( أرسله على حين فترة من الرّسل و طول هجعة من الامم و اعترام من الفتن ) خداوند ، محمد صلّى اللّه عليه و آله را با فاصله زمانى نسبت به پيامبران گذشته فرستاد و در حالى كه ملتها به غفلت گراييده و از خداوند و احكامش رويگردان شده بودند . ( و انتشار من الامور ) اختلاف و پراكندگى ناشى از آشوب و بىبند و بارى نسبت به ارزشهاى انسانى و اجتماعى بود . ( و تلظّ من الحروب ) جنگهايى كه انسانها را خسته و سرزمينها را ويران كرده بود . ( و الدّنيا كاسفة النّور ) هيچ عامل خير و هدايتگرى در دنيا ديده نمىشد . ( ظاهرة الغرور ) مغرورشدگان به دنيا ، فراوان شده بودند . ( على حين اصفرار من ورقها ) آواى رحيل براى دنيا يا مغرورشدگان به آن نواخته شده بود مانند درختى كه پژمرده شده و برگهايش زرد شده بود . ( و إياس من ثمرها و اغورار من مائها ) اميدى به درخت زرد و خشك نمىرود . ( قد درست منار الهدى ) چه اينكه راه رهايى از نادانى و گمراهى و راهيابى به جاده صواب وجود نداشت . ( و ظهرت أعلام الرّدى ) مفسدان و گمراهان ، فراگير شده بودند . ( فهي متجهّمة لأهلها عابسة في وجه طالبها ) دنيا ، همه ناخوشنودىها را به رويشان گشوده و حتى ثروت و مقام را نيز با خشم به آنها عطا مىكرد ؛ با يك دست مىداد و با دست ديگر آسيب مىزد . امام عليه السّلام مىگويد : « اگر رويى از آن